تمام، ناتمام من!معمولا برای پیاده روی از مسیر به خصوصی عبور می کنم. مسیری که برای طی کردنش از مکان های مشخصی باید بگذرم. یکی از این مکان ها، خط ساحلی رودخانه است. جایی که در ارتفاع بالاتر از اون یک پارک قرار داره با درختان نخل بارور. که هر ساله شهریورماه و در فصل تابستان پر از خوشه های زرد رنگ میوه ی رُطب رسیده میشن.
در میانه ی پارک هم چند آلاچیق فلزی با سقف های چوبی قرار داره که معمولا پاتوق خانواده هاست. زوج های جوان و همین طور پدرها و مادرهای جوان همراه با بچه هاشون. یک شهر بازی کوچیک هم بر
برچسب:
نویسنده: مهسا نجفی
هـنوز با همـه دَردم، اُميد درمانست!
تمام، ناتمام من!
جهیزیه عروس
آیفون به صدا در اومد و خواهری از بیرون اومد. شاد و خوشحال هم اومد و همین که از در اومد تو، بوی عطرش پیچید تو تمام خونه. اومد با ظرف ها و اثاثیه ای که برای جهیزیه اش سفارشه و یکراست رفت تو اتاق کنار بقیه دخترها. همه دخترها نشستن دور هم به غیبت کردن و بگو بخند. هشت ماه ایی میشه که خواهرم ن و شوهرش عقد کردن. خودم تو مراسم عقد به عنوان برادر عروس، یکی از شاهدین مراسم خطبه ی عقد بودم. پدر و مادر داماد سر عقد حضور داشتن. ام
برچسب:
نویسنده: مهسا نجفی
تمام، ناتمام من!عصر پنج شنبه یکی از روزهای گرم تابستان با دفتر فروشرسانی بلیط قطار تماس گرفتم و صبح روز بعد برای گرفتن بلیط با تاکسی به ایستگاه راه آهن رفتم. تاریخ حرکت قطار برای سه روز بعد بود. برای رفتن به سفر عجله داشتم و چمدانم را از چند روز پیش آماده کرده بودم. لباس های ضروری سفر و یک کیف دستی پر از کتاب و دفترچه ی یادداشت و یک خودکار.
عصر روز یکشنبه ساعت هشت زمان حرکت قطار به سمت مقصد بود. هوا دم کرده و شرجی بود. یکساعت پیش از حرکت قطار، تاکسی گرفتم و به سمت ایستگاه راه آهن به راه افتادم
برچسب:
نویسنده: مهسا نجفی
هـنوز با همـه دَردم، اُميد درمانست!
تمام، ناتمام من!
جا دادن دنیا در کلمات!
دنیا اونقدر هم که میگن بزرگ و ناشناخته نیست. من از بزرگ بودن دنیا هراس دارم. از اینکه نشناسمش یا رفتاری باهاش داشته باشم که نباید. برای همین تصمیم گرفتم دنیا رو به زبان خودم و در کلماتی خلاصه کنم و تو دفترم یادداشت کنم. باید دنیا رو با تمام هیبت اش شکست می دادم. و اگر من اونو تو دفترم نمی نوشتم، دنیا منو از پا درمیاورد. و چقدر هم سعی کرد این کارو انجام بده. تمام دنیا از جوهر کلمات من روی کاغذ کوچکتر بود. تم
برچسب:
نویسنده: مهسا نجفی